فرهنگ آریان‌پور

ملوث

#۱۹۰٬۶۱۱

معنی‌های انگلیسی
۱

contaminant

آلودگر، جسم آلوده، ملوث، آلوده کننده

۲

dirty

چرکین، چرک، کثیف، (مجازى) زشت، کثیف کردن

۳

nasty

کثیف، نامطبوع، زننده، تند و زننده، کریه