فرهنگ آریانپور
ملوان
#۱۹۰٬۵۸۱
galoot
ملوان، بند باز، آدم احمق
seaman
ملوان، جاشو (کلمه مخالف landman) ـ
matelot
ملوان، ملاح، رنگ آبى مایل به قرمز
seagoer
ملوان، دریا نورد
shipman
ملوان، دریا نورد jacktar
leatherneck
ملوان، جزو افراد تفنگداران دریایى
gob
تکه، تخته، تخته کف، کلوخه، مقدار بزرگ و زیاد، یک دهن غذا، دهان، (آمریکایى) ملوان
sailor
(sailer =) ـ دریا نورد، ملوان، قایق بادبانى، ملاح، ناوى
flatfoot
پاپهن، مسطح شدن کف پا، از بین رفتن انحناء کف پا، پلیس گشتى، ملوان، داراى عزم ثابت
jack tar
(دریانوردى) ملوان، ملاح
tar
قیر، قیر مالیدن به، قیر زدن
salt
نمک طعام، نمک میوه، نمک هاى طبى، نمکدان (saltshaker)، نمکزار (salt marsh)، نمک زدن، نمک پاشیدن، شور کردن
seafarer
دریا نورد، بحر پیما
seafaring
دریانوردى