فرهنگ آریان‌پور

ملوان

#۱۹۰٬۵۸۱

معنی‌های انگلیسی
۱

galoot

ملوان، بند باز، آدم احمق

۲

seaman

ملوان، جاشو (کلمه مخالف landman) ـ

۳

matelot

ملوان، ملاح، رنگ آبى مایل به قرمز

۴

seagoer

ملوان، دریا نورد

۵

shipman

ملوان، دریا نورد jacktar

۶

leatherneck

ملوان، جزو افراد تفنگداران دریایى

۷

gob

تکه، تخته، تخته کف، کلوخه، مقدار بزرگ و زیاد، یک دهن غذا، دهان، (آمریکایى) ملوان

۸

sailor

(sailer =) ـ دریا نورد، ملوان، قایق بادبانى، ملاح، ناوى

۹

flatfoot

پاپهن، مسطح شدن کف پا، از بین رفتن انحناء کف پا، پلیس گشتى، ملوان، داراى عزم ثابت

۱۰

jack tar

(دریانوردى) ملوان، ملاح

۱۱

tar

قیر، قیر مالیدن به، قیر زدن

۱۲

salt

نمک طعام، نمک میوه، نمک هاى طبى، نمکدان (saltshaker)، نمکزار (salt marsh)، نمک زدن، نمک پاشیدن، شور کردن

۱۳

seafarer

دریا نورد، بحر پیما

۱۴

seafaring

دریانوردى