فرهنگ آریان‌پور

ملک

#۱۹۰٬۵۱۹

معنی‌های انگلیسی
۱

estate

ملک، املاک، دارایى، دسته، طبقه، حالت، وضعیت

۲

hacienda

ملک، بنگاه کشاورزى یا معدن و مانند آن

۳

fief

تیول، ملک

۴

domain

قلمرو، ملک، زمین، حوزه، دایره، املاک خالصه

۵

realty

مستقل، دارایى غیر منقول، ملک

۶

dominion

سلطنت، حکومت، ملک (molk)، قلمرو

۷

property

دارایى، مال، خاصیت، صفت خاص، استعداد، ویژگى، ملک

۸

hereditament

میراث، ملک، دارایى غیر منقول، مال موروثى

۹

land

زمین، خشکى، خاک، سرزمین، دیار، به خشکى آمدن، پیاده شدن، رسیدن، بزمین نشستن

۱۰

angel

فرشته، مالک

۱۱

state

حالت، کشور، ایالت، توضیح دادن، جزء به جزء شرح دادن، اظهار داشتن، اظهار کردن، تعیین کردن، حال، چگونگى، کیفیت، دولت، استان، ملت، جمهورى، کشورى، دولتى state ـ (47)

۱۲

prince

شاهزاده، ولیعهد، فرمانرواى مطلق، شاهزاده بودن، مثل شاهزاده رفتار کردن، سرورى کردن