فرهنگ آریان‌پور

ملغی‌ کردن

#۱۹۰٬۵۱۰

معنی‌های انگلیسی
۱

cancel

فسخ کردن، لغو کردن، باطل کردن

۲

vacate

تعطیل کردن، خالى کردن، تهى کردن، تخلیه کردن

۳

abolish

برانداختن، از میان بردن، منسوخ کردن

۴

nullify

بى اثر کردن، لغو کردن

۵

abrogate

منسوخ، از میان برده، ملغى، از میان بردن، باطل کردن، منسوخ کردن، لغو کردن

۶

override

(past: overrode ; past participle: overridden) ـ سواره گذشتن از، پایمال کردن، باطل ساختن، برترى جستن بر، برتر یا مهمتر بودن، لغو کردن، باطل کردن

۷

suppress

موقوف کردن، توقیف کردن، فرو نشاندن، خواباندن، پایمال کردن، مانع شدن، تحت فشار قرار دادن، منکوب کردن