فرهنگ آریانپور
ملغی کردن
#۱۹۰٬۵۱۰
cancel
فسخ کردن، لغو کردن، باطل کردن
vacate
تعطیل کردن، خالى کردن، تهى کردن، تخلیه کردن
abolish
برانداختن، از میان بردن، منسوخ کردن
nullify
بى اثر کردن، لغو کردن
abrogate
منسوخ، از میان برده، ملغى، از میان بردن، باطل کردن، منسوخ کردن، لغو کردن
override
(past: overrode ; past participle: overridden) ـ سواره گذشتن از، پایمال کردن، باطل ساختن، برترى جستن بر، برتر یا مهمتر بودن، لغو کردن، باطل کردن
suppress
موقوف کردن، توقیف کردن، فرو نشاندن، خواباندن، پایمال کردن، مانع شدن، تحت فشار قرار دادن، منکوب کردن