فرهنگ آریان‌پور

ملعبه

#۱۹۰٬۴۹۶

معنی‌های انگلیسی
۱

toy

اسباب بازى، سرگرمى، بازیچه، عروسک، بازى کردن، ور رفتن

۲

pawn

پیاده شطرنج، گرو، گروگان، وثیقه، رهن دادن، گرو گذاشتن

۳

prey

شکار، نخجیر، صید، طعمه، قربانى، دستخوش، صید کردن، دستخوش ساختن، طعمه کردن

۴

sport

ورزش، سرگرمى، بازى، شوخى، تفریحى، شکار و ماهیگرى و امثال آن، آلت بازى، بازیچه، سرگرم کردن، نمایش تفریحى، بازى کردن، پوشیدن و به رخ دیگران کشیدن ورزش و تفریح کردن

۵

fall guy

ساده لوح، زود باور