فرهنگ آریان‌پور

ملخص

#۱۹۰٬۴۷۷

معنی‌های انگلیسی
۱

compendious

ملخص، مجمل، موجز، مختصر و مفید

۲

gist

جان کلام، ملخص، لب کلام، نکته مهم، مطلب عمده، مراد

۳

sketch

طرح، انگاره، نقشه ساده، مسوده، شرح، پیش نویس آزمایشى، زمینه، خلاصه، ملخص، مسوده کردن، پیش نویس چیزى را آماده کردن، طرح خلاصه، طراحى کلیات

۴

summary

خلاصه، مختصر، موجز، اختصارى، ملخص، انجام شده بدون تاخیر، با شتاب

۵

brief

کوتاه مختصر، حکم، دستور، خلاصه کردن، کوتاه کردن، آگاهى دادن

۶

resume

از سر گرفتن، خلاصه تجربیات، حاصل، خلاصه، چکیده کلام، ادامه یافتن، از سرگرفتن، دوباره به دست آوردن، باز یافتن

۷

conspectus

نمودار، اجمال، زمینه

۸

abbreviated

مختصر کردن، کوتاه کردن، خلاصه کردن