فرهنگ آریانپور
ملتزمین
#۱۹۰٬۴۳۲
suit
درخواست، تقاضا، دادخواست، عرضحال، مرافعه، خواستگارى، یکدست لباس، پیروان، خدمتگزاران، ملتزمین، توالى، تسلسل، نوع، مناسب بودن، وفق دادن، جور کردن، خواست دادن، تعقیب کردن، خواستگارى کردن، جامه، لباس دادن به
meiny
(meinie =) ـ (معنى مجازى، اسکاتلند) ملتزمین، جماعت همراهان
suite
دنباله، رشته، همراهان، ملتزمین، رشته مسلسل، آپارتمان، اتاق مجلل هتل، قطعه موسیقى
escort
گارد محافظ، ملتزمین، اسکورت، نگهبان، همراه، بدرقه، همراهى کردن (با) نگهبانى کردن (از)، اسکورت کردن
meinie
(meiny =) ـ (معنى مجازى، اسکاتلند) ملتزمین، جماعت همراهان
cortege
جمعیت (مانند تشییع کنندگان جنازه)، ملتزمین
retinue
همراهان، خدم و حشم، ملتزمین، نگهدارى، حفظ
attendance
توجه، مواظبت، رسیدگى، تیمار، پرستارى، خدمت، ملازمت، حضور، حضار، همراهان، ملتزمین