فرهنگ آریان‌پور

ملامت

#۱۹۰٬۳۲۲

معنی‌های انگلیسی
۱

tax

مالیات، باج، خراج، تحمیل، تقاضاى سنگین، ملامت، تهمت، سخت گیرى، مالیات بستن، مالیات گرفتن از، متهم کردن، فشار آوردن بر

۲

snuff

نوک فتیله، توبیخ، ملامت، فوت، خاموش سازى یافوت، پف، انفیه، انفیه زنى، نفس، شهیق، دم زنى، بافوت خاموش کردن، خاموش شدن، عطسه کردن، انفیه زدن

۳

blame

مقصر دانستن، عیب جویى کردن از، سرزنش کردن، ملامت کردن، انتقاد کردن، گله کردن، لکه دار کردن، اشتباه، گناه، سرزنش

۴

rebuke

گوشمالى، توبیخ کردن، ملامت کردن، ملامت، زخم زبان

۵

reproof

سرزنش، نکوهش، ملامت، توبیخ ملایم

۶

reprehension

سرزنش، ملامت

۷

reproach

سرزنش، عیب جویى، توبیخ، رسوایى، ننگ، عیب جویى کردن از، خوار کردن

۸

remonstrance

سرزنش، نکوهش، تعرض، اعتراض، مخالفت