فرهنگ آریان‌پور

ملالتاور

#۱۹۰٬۳۲۰

معنی‌های انگلیسی
۱

bore

سوراخ، سوراخ کردن، گمانه، سنبیدن، سفتن، نقب زدن، خسته کردن، موى دماغ کسى شدن، خسته شدن، منفذ، مته، وسیله سوراخ کردن، کالیبر تفنگ، (مجازى) خسته کننده

۲

drab

زن شلخته، فاحشه، جنده بازى کردن، یکنواخت و خسته کننده، خاکسترى، کسل کننده

۳

drag

کشاندن، چیز سنگینى که روى زمین کشیده مى شود، کشیدن، به زور کشیدن، سخت کشیدن، لاروبى کردن، کاویدن، با تور گرفتن، سنگین و بى روح

۴

dull

کند، راکد، کودن، گرفته، متاثر، کند کردن

۵

boring

سوراخ (کردن)، کنش، خرده چوبى که از مته کردن به دست مى آید

۶

deadly

مهلک، کشنده، قاتل

۷

humdrum

آدم کودن، یکنواختى، ملالت، مبتذل