فرهنگ آریانپور
ملال انگیز
#۱۹۰٬۳۰۸
dull
کند، راکد، کودن، گرفته، متاثر، کند کردن
flat
پهن، تخت، مسطح، هموار، صاف، بى تنوع، یک دست، خنک، بى مزه، قسمت پهن، جلگه، دشت، آپارتمان، قسمتى از یک عمارت
tame
رام، اهلى، بیروح، بیمزه، خودمانى، راه کردن
jejune
بیهوده، نارس، تهى، خشک، بى مزه، بى لطافت
stodgy
گردن کلفت، انباشته، سنگین و کندرو، سنگین، لخت، قلنبه
tedious
ملالت آور، خسته کننده، کسل کننده، کج خلق، ناراضى turnoff
deadening
خرف کردن، بى حس و بى روح کردن، بى جان شدن
wearisome
خسته کننده