فرهنگ آریان‌پور

ملال‌ انگیز

#۱۹۰٬۳۰۸

معنی‌های انگلیسی
۱

dull

کند، راکد، کودن، گرفته، متاثر، کند کردن

۲

flat

پهن، تخت، مسطح، هموار، صاف، بى تنوع، یک دست، خنک، بى مزه، قسمت پهن، جلگه، دشت، آپارتمان، قسمتى از یک عمارت

۳

tame

رام، اهلى، بیروح، بیمزه، خودمانى، راه کردن

۴

jejune

بیهوده، نارس، تهى، خشک، بى مزه، بى لطافت

۵

stodgy

گردن کلفت، انباشته، سنگین و کندرو، سنگین، لخت، قلنبه

۶

tedious

ملالت آور، خسته کننده، کسل کننده، کج خلق، ناراضى turnoff

۷

deadening

خرف کردن، بى حس و بى روح کردن، بى جان شدن

۸

wearisome

خسته کننده