فرهنگ آریان‌پور

ملاقات

#۱۹۰٬۲۶۸

معنی‌های انگلیسی
۱

linkup

ملاقات، میتینگ، وسیله اتصال، پیوندگاه

۲

visit

دیدن کردن از، ملاقات کردن، زیارت کردن، عیادت کردن، سرکشى کردن، دید و بازدید کردن، ملاقات، عیادت، بازدید، دیدار

۳

meeting

(past: met ; past participle: met) ـ ملاقات کردن، مواجه شدن، برخورد کردن، یافتن، معرفى شدن به، تقاطع کردن، پیوستن تقاطع، اشتراک، جلسه، نشست، نشست گاه، درخور، مناسب، دلچسب، شایسته، مقتضى

۴

visiting

دیدن کردن از، ملاقات کردن، زیارت کردن، عیادت کردن، سرکشى کردن، دید و بازدید کردن، ملاقات، عیادت، بازدید، دیدار

۵

visitation

(visitational =) ـ سرکشى، عیادت، دیدار، مهاجرت موسمى