فرهنگ آریانپور
ملاقات
#۱۹۰٬۲۶۸
linkup
ملاقات، میتینگ، وسیله اتصال، پیوندگاه
visit
دیدن کردن از، ملاقات کردن، زیارت کردن، عیادت کردن، سرکشى کردن، دید و بازدید کردن، ملاقات، عیادت، بازدید، دیدار
meeting
(past: met ; past participle: met) ـ ملاقات کردن، مواجه شدن، برخورد کردن، یافتن، معرفى شدن به، تقاطع کردن، پیوستن تقاطع، اشتراک، جلسه، نشست، نشست گاه، درخور، مناسب، دلچسب، شایسته، مقتضى
visiting
دیدن کردن از، ملاقات کردن، زیارت کردن، عیادت کردن، سرکشى کردن، دید و بازدید کردن، ملاقات، عیادت، بازدید، دیدار
visitation
(visitational =) ـ سرکشى، عیادت، دیدار، مهاجرت موسمى