فرهنگ آریان‌پور

ملاحظات برون زبانی

#۱۹۰٬۲۱۰

معنی‌های انگلیسی
۱

pragmatics

کاربست، (pragmatic) عملى، فعال، واقع بین، فلسفه واقع بینى واقعیت گرایى