فرهنگ آریان‌پور

مکنده

#۱۹۰٬۱۲۷

معنی‌های انگلیسی
۱

haustorial

مکنده

۲

sucker

طفل شیرخوار، حیوان یا عضو یا آلت مکنده، خروس قندى، آب نبات مکیدنى، احمق، (گیاه شناسى) آلت مکنده تولید کردن

۳

haustellate

(جانور شناسى) داراى آلت مکنده، مربوط به حشرات مکنده، مساعد براى مکیدن، مکنده

۴

vacuum

خلاء، خلا، فضاى تهى، ظرف یا جاى بى هوا، جاروى برقى، با جاروى برقى تمیز کردن