فرهنگ آریانپور
اهل اصرار و ابرام
#۱۹٬۰۰۶
urgent
مبرم، فورى، ضرورى، اصرار کننده
scores
نشان، حساب، چوب خط، نمره، مارک، نمره امتحان، با چوب خط حساب کردن، علامت گذاردن، حساب کردن، به حساب آوردن، تحقیر کردن، ثبت کردن، (در مسابقه) پوان آوردن، امتیاز، امتیاز گرفتن، حساب امتیازات score
superabundant
زیاد، فراوان، وافر، خیلى زیاد، داراى وفور