فرهنگ آریانپور
اهل
#۱۸٬۹۹۸
inmate
مقیم، ساکن، اهل، اهل بیت، زندانى
inhabitant
ساکن، اهل، مقیم، زیست کننده در
of
از، از مبدا، از منشا، از طرف، از لحاظ، در جهت، در سوى، در باره، به سبب، به وسیله of ـ (158)
#۱۸٬۹۹۸
مقیم، ساکن، اهل، اهل بیت، زندانى
ساکن، اهل، مقیم، زیست کننده در
از، از مبدا، از منشا، از طرف، از لحاظ، در جهت، در سوى، در باره، به سبب، به وسیله of ـ (158)