فرهنگ آریان‌پور

اهل

#۱۸٬۹۹۸

معنی‌های انگلیسی
۱

inmate

مقیم، ساکن، اهل، اهل بیت، زندانى

۲

inhabitant

ساکن، اهل، مقیم، زیست کننده در

۳

of

از، از مبدا، از منشا، از طرف، از لحاظ، در جهت، در سوى، در باره، به سبب، به وسیله of ـ (158)