فرهنگ آریان‌پور

مکان

#۱۸۹٬۹۲۴

معنی‌های انگلیسی
۱

locus

مکان هندسى، مکان، مثال ادبى

۲

possibility

مکان، شق، امکان، احتمال، چیز ممکن

۳

site

جا، محل، مکان، زمین زیر ساختمان، مقر

۴

spot

خال، نقطه، لک، موضع، بجا آوردن، مکان، محل، لکه، زمان مختصر، لحظه، لکه دار کردن یاشدن، با خال تزیین کردن، در نظر گرفتن، کشف کردن، آماده پرداخت، فورى

۵

place

جا، محل، مرتبه، قرار دادن، گماردن، جایگاه، میدان، فضا، مکان، در محلى گذاردن، گذاشتن، جاى دادن، وهله، صندلى

۶

locality

جا، محل خاص، محل، موضع، مکان

۷

location

محل، مکان، موقعیت، تعیین محل، جا، اندرى

۸

whereabout

محل تقریبى، حدود تقریبى، مکان، محل

۹

part

چندى، یک چند، تاحدى، نسبتا، در یک جزء، تا یک اندازه

۱۰

lieu

جا، عوض، به جاى، در عوض

۱۱

point

نقطه، ممیز، اشاره کردن، نوک، سر، نکته، ماده، اصل، موضوع، جهت، درجه، امتیاز بازى، نمره درس، پوان، هدف، مسیر، مرحله، قله، پایان، تیز کردن، گوشه دار کردن، نوکدار کردن، نوک گذاشتن (به)، خاطر نشان کردن، نشان دادن، متوجه ساختن، نقطه گذارى کردن point position where

۱۲

locale

محل، منطقه