فرهنگ آریانپور
مک
#۱۸۹٬۸۸۱
suck
مکیدن، مک زدن، شیره کسى را کشیدن، مک، مک زنى، شیردوشى
intake
مدخل آبگیرى (در لوله)، مقدار آب یا گازى که با لوله گرفته و جذب مى شود، جاى آبگیرى، نیروى به کار رفته (در ماشین)، نیروى جذب شده، مک، مکیدن، تنفس، فریب، حقه، مقدار جذب چیزى به درون، فرا گرفتگى
cool
خنک، خنک کردن، چاییدن، سرد، خونسرد، آرام کردن
dead
مهلک، کشنده، قاتل deadly
flat
پهن، تخت، مسطح، هموار، صاف، بى تنوع، یک دست، خنک، بى مزه، قسمت پهن، جلگه، دشت، آپارتمان، قسمتى از یک عمارت
just
(joust =) ـ عادل، دادگر، منصف، با انصاف، بى طرف، منصفانه، مقتضى، بجا، مستحق (در گویش) فقط، درست، تنها، عیناً، الساعه، اندکى پیش، درهمان دم
clear
واضح، شفاف، زدودن، ترخیص کردن آشکار، زلال، صاف، صریح روشن کردن، واضح کردن، توضیح دادن، صاف کردن، تبرئه کردن، فهماندن