فرهنگ آریان‌پور

مقوا

#۱۸۹٬۷۸۷

معنی‌های انگلیسی
۱

carton

مقوا، جعبه مقوایى، جاکاغذى، کارتن

۲

cardboard

مقوا، مقواى نازک

۳

paperboard

مقوا، کاغذ مقوایى

۴

card

کارت، برگ، ورق، ورق بازى، گنجفه، کارت ویزیت، بلیط، مقوا، کارت تبریک، کارت عضویت، ورق بازى کردن، پنبه زنى، ماشین پرداخت پارچه card ـ (52)

۵

board

تخته، تابلو، شیئت، تخته یا مقوا و یا هر چیز مسطح، میز غذا، غذاى روى میز، اغذیه، میز شور یا دادگاه، هیئت عامله یا امنا، هیئت مدیره، تخته بندى کردن، سوارشدن، به کنار کشتى آمدن (بمنظورحمله)، تخته پوش کردن، پانسیون شدن، منزل کردن (در شبانه روزى) ـ

۶

pasteboard

کاغذ مقوایى، کارت ویزیت، ورق بازى، قلابى