فرهنگ آریان‌پور

مقعر

#۱۸۹٬۷۵۳

معنی‌های انگلیسی
۱

dished

مقعر، گود

۲

cave

غار، کاو، مجوف، مقعر، مجوف کردن، در غار جا دادن، حفر کردن، فرو ریختن

۳

cuppy

فنجانى، گود، مقعر

۴

concave

کاو، مقعر، کار

۵

reentrant

متوجه به سمت داخل، مقعر، دوباره داخل شونده، درون رو، باز گذشتى، چند دخولى

۶

concavity

کاوى، توگودى، تقعر، فرو رفتگى