فرهنگ آریانپور
مقعر
#۱۸۹٬۷۵۳
dished
مقعر، گود
cave
غار، کاو، مجوف، مقعر، مجوف کردن، در غار جا دادن، حفر کردن، فرو ریختن
cuppy
فنجانى، گود، مقعر
concave
کاو، مقعر، کار
reentrant
متوجه به سمت داخل، مقعر، دوباره داخل شونده، درون رو، باز گذشتى، چند دخولى
concavity
کاوى، توگودى، تقعر، فرو رفتگى