واژههای فارسی←مقربفرهنگ آریانپورمقرب#۱۸۹٬۶۵۰شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱adducentنزدیک کننده، بداخل کشنده، مقرب favored righthand۲minionشخص یا جانور سوگلى، نوکریا وابسته چاپلوس، معشوقواژههای نزدیک در الفبامقر راهبان دیرمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیمقر رسمی پاپ در روممشاهده معنی و ترجمه انگلیسیمقر شبان کلیسامشاهده معنی و ترجمه انگلیسیمقر یا حوزه اسقفیمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیمقراضمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیمقراضکمشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر