فرهنگ آریانپور
مقر
#۱۸۹٬۶۳۷
seat
جا، صندلى، نیمکت، نشیمنگاه، مسند، سرین، کفل، مرکز، مقر، محل اقامت، جایگاه، نشاندن، جایگزین ساختن
site
جا، محل، مکان، زمین زیر ساختمان، مقر
chair
صندلى، مقر، کرسى استادى در دانشگاه، برکرسى یا صندلى نشاندن
stead
مکان، جا، محل، دهکده، مقر، مسکن، مزرعه، عوض، به جاى، به عوض، جا دادن، گذاشتن، حمایت کردن، مفید بودن
domicil
اقامتگاه، محل اقامت، مقر، خانه، مسکن، مسکن دادن
domicile
اقامتگاه، محل اقامت، مقر، خانه، مسکن، مسکن دادن
residence
محل اقامت، اقامتگاه، مقر
station
ایستگاه، جایگاه، مرکز، جا، درحال سکون، وقفه، سکون، پاتوق، ایستگاه اتوبوس و غیره، توقفگاه نظامیان و امثال آن، موقعیت اجتماعى، وضع، رتبه، مقام، مستقر کردن، درپست معینى گذاردن
confessor
معترف، کسى که کیش خود را آشکارا اعتراف مى کند، اقرار آورنده selfconfessed