فرهنگ آریان‌پور

مقدماتی به عمل اوردن - امتحان -

#۱۸۹٬۶۰۲

معنی‌های انگلیسی
۱

pretest

پیش آزمون، امتحان مقدماتى، امتحان مقدماتى به عمل آوردن