فرهنگ آریان‌پور

مقدم

#۱۸۹٬۵۶۷

معنی‌های انگلیسی
۱

premier

مقدم، برتر، والاتر، نخستین، مهمتر، رئیس، رهبر، نخست وزیر، نخستین نمایش یک نمایشنامه، هنرپیشه برجسته (premiere)

۲

premiere

مقدم، برتر، والاتر، نخستین، مهمتر، رئیس، رهبر، نخست وزیر، نخستین نمایش یک نمایشنامه، هنرپیشه برجسته (premier)

۳

preferent

مقدم

۴

first

نخست، نسختین، اولاً، نخستین، اول، یکم، مقدم، مقدماتى

۵

prior

اولى، قبلى، از پیش، پیشین، جلوى، مقدم، اسبق، رئیس صومعه

۶

vaward

قسمت جلو، جبهه، مقدم، پیشقراول

۷

leading

راهنمایى، هدایت، نفوذ، عمده، برجسته، مقدم، پیشتاز

۸

headmost

جلویى، اولین (ردیف)، جلوترین، مقدم

۹

precedent

سابقه داشتن، مقدم بر، مسبوق به سابقه، ماقبل، مقدم، سابقه، نمونه

۱۰

antecedent

پیشین، پیشى، سابق، مقدم، مقدمه، سابقه، (دستور زبان) مرجع ضمیر، دودمان، تبار

۱۱

antecessor

پیشرو، مقدم

۱۲

gilt edge

لب طلایى، ممتاز، مقدم، درجه اول، بهترین

۱۳

gilt edged

لب طلایى، بهترین، مقدم، ممتاز

۱۴

head

نوک، سر، کله، راس، عدد، ابتدا ى، انتها، دماغه، دهانه، رئیس، سالار، عنوان، موضوع، منتها درجه، موى سر، فهم، خط سر، فرق، سرصفحه، سرستون، سر درخت، اصلى، عمده، مهم سر گذاشتن به، داراى سر کردن، ریاست داشتن بر، رهبرى کردن، دربالا واقع شدن واژه هاى شامل head ـ (58)

۱۵

ahead

پیش، جلو، در امتداد حرکت کسى، رو به جلو، سر به جلو

۱۶

forward

جلو، پیش، به بعد، جلوى، گستاخ، جسور، فرستادن، رساندن، جلو انداختن، (فوتبال) بازى کن ردیف جلو، به جلو، ارسال کردن

۱۷

previous

پیشتر، قبلا، سابقا