فرهنگ آریانپور
مقدر
#۱۸۹٬۵۲۵
fated
مقدر، محکوم (بفنا) ـ
understood
مقدر، بدیهى
fey
محکوم، مقدر، داراى روحیه خراب و آشفته، در سکرات موت، دیوانه، هذیانى
tacit
ضمنى، ضمنا، مفهوم، مقدر، خاموش، به آرامى و سکوت
destined
قبلا انتخاب کردن، مقدر کردن، سرنوشت معین کردن
elliptical
بیضى، افتاده، محذوف، مقدر، مستتر، کوتاه
fatally
کشنده، مهلک، مصیبت آمیز، وخیم fatal