فرهنگ آریان‌پور

اهسته کردن

#۱۸٬۹۵۰

معنی‌های انگلیسی
۱

slacken

سست کردن، شل کردن یا شدن، آهسته کردن، کند کردن، کم شدن، نحیف کردن

۲

decelerate

کاستن سرعت، کند کردن، از سرعت چیزى کاستن، آهسته کردن