فرهنگ آریانپور
اهسته کردن
#۱۸٬۹۴۹
slow
آهسته، کند، تدریجى، کودن، تنبل، یواش، آهسته کردن یاشدن
slacken
سست کردن، شل کردن یا شدن، آهسته کردن، کند کردن، کم شدن، نحیف کردن
decelerate
کاستن سرعت، کند کردن، از سرعت چیزى کاستن، آهسته کردن
slack
قطع، انقطاع، دامن آویخته و شل لباس یا هر چیز آویخته و شل، (در جمع) شلوار کار کرباسى، سکون، کسادى، شلى، سست، کساد، پشت گوش فراخ، فراموشکار، کند، بطى، سست کردن، شل کردن، فرو نشاندن، کساد کردن، گشاد، شل، ضعیف