فرهنگ آریان‌پور

مقدار فلز ریخته‌ گری شده

#۱۸۹٬۴۸۴

معنی‌های انگلیسی
۱

cast

(past: cast ; past participle: cast) ـ درقالب قرار دادن، به شکل درآوردن، انداختن، طرح کردن، معین کردن (رل بازیگر)، پخش کردن (رل میان بازیگران)، پراکندن، ریختن به طور اسم صدر)، مهره ریزى، طاس اندازى، قالب، طرح، گچ گیرى، افکندن