فرهنگ آریان‌پور

مقدار زیاد

#۱۸۹٬۴۷۵

معنی‌های انگلیسی
۱

eyeful

مقدار زیاد، زیبا

۲

slather

مقدار زیاد، مقدار فراوان، بیش از اندازه، خیلى پخش کردن، به طور افراط مصرف کردن

۳

pile

کپه، توده، کومه، مقدار زیاد، کرک، یک تارموى، خواب پارچه، پارچه خزنما، ستون، ستون لنگرگاه، ستون پل، سد، موج شکن، توده کردن، کومه کردن، اندوختن، پرز قالى و غیره

۴

mort

کشتار، مقدار زیاد، زن، جنس مونث، پیه خوک

۵

jorum

کوزه آبخورى، محتویات قدح، مقدار زیاد

۶

stack

توده، کومه، خرمن، دودکش، دسته، بسته، پشته، مقدار زیاد، قفسه کتابخانه، توده کردن، کومه کردن، انباشتن، پشته کردن

۷

substantive

قائم بذات، متکى به خود، مقدار زیاد، داراى ماهیت واقعى، حقیقى، شبیه اسم، داراى خواص اسم

۸

gob

تکه، تخته، تخته کف، کلوخه، مقدار بزرگ و زیاد، یک دهن غذا، دهان، (آمریکایى) ملوان

۹

heap

توده، کپه، کومه، پشته، انبوه، گروه، جمعیت، توده کردن، پر کردن

۱۰

raft

دسته الوار شناور بر آب، دکل، قایق مسطح الوارى، با قایق الوارى رفتن یا فرستادن

۱۱

bulk

جسم، جثه، لش، تنه، جسامت، حجم، اندازه، به صورت توده جمع کردن، انباشتن، توده، اکثریت

۱۲

deal

(past: dealt ; past participle: dealt) ـ مقدار، اندازه، قدر، حد، معامله کردن، سر و کار داشتن با، توزیع کردن واژه هاى شامل

۱۳

flood

سیل، طوفان، (در شعر) رود، دریا، اشک، غرق کردن، سیل گرفتن، طغیان کردن flood عامیانه‌

۱۴

hefty

قوى، سنگین

۱۵

arsenal

قورخانه، زرادخانه، انبار، مهمات جنگى