فرهنگ آریان‌پور

مقتدر

#۱۸۹٬۴۲۰

معنی‌های انگلیسی
۱

stour

عظیم، غول آسا، بزرگ، قوى، تومند، خشن، سخت، شق، مقتدر، متعدد، کشمکش، عجله، هیجان، اختلاف، توفان

۲

dynast

عضو سلسله پادشاهان، سرسلسله، مقتدر، حاکم، سردودمان

۳

mighty

نیرومند، توانا، زورمند، قوى، مقتدر، بزرگ

۴

dominant

چیره، مسلط، حکمفرما، نافذ، غالب، برجسته، نمایان، عمده، مشرف، متعادل، مقتدر، مافوق، برتر

۵

powerful

نیرومند، مقتدر

۶

magistral

دستورى، آمرانه، قاطع، قطعى، امرى، مقتدر

۷

authoritative

آمر، مقتدر، توانا، معتبر

۸

potent

قوى، پرزور، نیرومند

۹

imperial

شاهنشاهى، پادشاهى، امپراتورى، با عظمت، (مجازى) عالى، با شکوه، مجلل، همایون، همایونى