فرهنگ آریانپور
مقبره
#۱۸۹٬۴۱۱
monument
مقبره، بقعه، بناى یاد بود، بناى یادگارى، لوحه تاریخى، اثر تاریخى
kil
حجره راهب ایرلندى، مقبره، این کلمه به صورت پیشوند و پسوند نیز به کار رفته و است به معنى " حجره " و " سلول " و " نهر " است، رود، نهر
bier
تخت روان، جاى گذاردن تابوت در قبر، جسد، لاشه، مقبره، مزار
tomb
گور، آرامگاه، قبر، در گرو قرار دادن، مقبره
mausoleum
آرامگاه بزرگ، مقبره
sepulcher
(sepulchre =) ـ گور، قبر، مزار، مقبره، قبر ساختن، دفن کردن
sepulchre
(sepulcher =) ـ گور، قبر، مزار، مقبره، قبر ساختن، دفن کردن
sepulture
(sepulcher , burial =) ـ دفن، به خاک سپارى، مقبره
vault
طاق، گنبد، قپه، سردابه، هلال طاق، غار، مغاره، گنبد یا طاق درست کردن، جست زدن، پریدن، جهش