فرهنگ آریان‌پور

مقاوم

#۱۸۹٬۳۴۱

معنی‌های انگلیسی
۱

renitent

مقاوم، سرسخت

۲

resistant

مقاوم، پایدار

۳

adamant

جسم جامد و سخت، مقاوم، یک دنده، تزلزل ناپذیر

۴

insulant

(برق) ماده مقاومت کننده، مقاوم

۵

resister

(resistor =) ـ مقاوم، پایدارگر، اسباب مقاوم در برابر برق

۶

resistor

(resister =) ـ اسباب مقاوم در برابر برق، مقاوم، مقاومت، عنصر مقاوم

۷

refractory

سرکش، گردنکش، سرسخت، جسم نسوز، مقاوم

۸

sturdy

محکم، ستبر، تنومند، قوى هیکل، خوش بنیه، درشت

۹

stubborn

سمج، خودسر، سرسخت، لجوج، خیره سر، کله شق

۱۰

tenacious

سرسخت، محکم، چسبنده، سفت، مستحکم، استوار

۱۱

impervious

مانع دخول (آب)، تاثر ناپذیر، غیر قابل نفوذ proof _