فرهنگ آریان‌پور

اهسته جوشیدن

#۱۸٬۹۳۲

معنی‌های انگلیسی
۱

simmer

آهسته جوشیدن، به جوش و خروش آمدن، نیم جوش کردن، به جوش آمدن، جوش

۲

stew

تاس کباب، نگرانى، گرمى، داغى، آهسته جوشانیدن، آهسته پختن، دم کردن