فرهنگ آریان‌پور

مقام داشتن

#۱۸۹٬۲۴۵

معنی‌های انگلیسی
۱

rank

رتبه، رتبه بندى کردن، (در مورد جانور) طلب شده، ترتیب، نظم، شکل، سلسله، مقام، صف، ردیف، قطار، رشته، شان، آراستن، منظم کردن، درجه دادن، دسته بندى کردن، انبوه، ترشیده، جلف

۲

occupy

اشغال کردن، سرگرم کردن، مشغول داشتن، تصرف کرد