فرهنگ آریان‌پور

مقارن

#۱۸۹٬۱۴۴

معنی‌های انگلیسی
۱

into

توى، اندر، در میان، در ظرف، به، به سوى، به طرف، نسبت به، مقارن

۲

toward

آینده، روى، به سوى، به طرف، نسبت به، در باره، نزدیک به، مقارن، درراه، براى

۳

against

دربرابر، در مقابل، پیوسته، مجاور، به سوى، مقارن، بر ضد، مخالف، علیه، به، بر، با

۴

towards

آینده، روى، به سوى، به طرف، نسبت به، در باره، نزدیک به، مقارن، درراه، براى

۵

coeval

هم سال، هم تاریخ

۶

concurrent

همزمان، در یک وقت واقع شونده، موافق، متقارن، همرو

۷

concomitant

همراه، ملازم، پیوسته

۸

contemporaneous

هم زمان، معاصر، هم عصر