فرهنگ آریانپور
مقابله کردن
#۱۸۹٬۱۲۲
beard
ریش، خوشه، هر گونه برآمدگى تیز شبیه مو و سیخ در گیاه و حیوان، مقابله کردن، ریش دار کردن
counter
پیشخوان، بساط، شمارنده، ضربت متقابل، درجهت مخالف، در رو به رو، معکوس، بالعکس مقابله کردن، تلافى کردن، جواب دادن، معامله به مثل کردن با، باجه
pit
چال، چال دار کردن، گودال، حفره، چاله، سیاه چال، هسته آلبالو و گیلاس و غیره، به رقابت واداشتن، هسته میوه را درآوردن، در گود مبارزه قرار دادن
defy
به مبارزه طلبیدن، تحریک جنگ کردن، شیر کردن
breast
سینه، پستان، آغوش، (مجازى) افکار، وجدان، نوک پستان، هر چیزى شبیه پستان، سینه بسینه شدن، برابر، با سینه دفاع کردن
collate
مقابله و تطبیق کردن، تلفیق
confront
رو به رو شدن با، مواجهه دادن
counteract
بى اثر کردن، خنثى کردن، عمل متقابل کردن