اتفاقی
#۱٬۸۹۱
casual
اتفاقى، غیر مهم، غیر جدى
episodic
اتفاقى، ضمنى، عارضى
haphazard
اتفاقى، برحسب تصادف، اتفاقا
adventive
اتفاقى، عارضى، (گیاه شناسى) خودرو، نابومى
chanceful
اتفاقى، تصادفى
fortuitous
اتفاقى، شانسى
chance
بخت، تصادف، شانس، فرصت، مجال، اتفاقى، اتفاق افتادن
chancy
تصادفى، اتفاقى
accident
حادثه، سانحه، واقعه ناگوار، مصیبت ناگهانى، تصادف اتومبیل، (پزشکى) علامت بد مرض، (منطق) صفت عرضى (arazy)، شیى، (در نشان خانوادگى) علامت سلاح، (دستور زبان) صرف، عارضه صرفى، اتفاقى، تصادفى، ضمنى، عارضه (در فلسفه)، پیشامد
chromatic
رنگى، پر رنگ، تصادفى، اتفاقى
extrinsic
داراى مبداء خارجى، بیرونى، خارجى، فرعى، جزیى، ضمیمه، اتفاقى، تصادفى، عارضى واژه هاى شامل
accidental
تصادفى، اتفاقى، غیر مترقبه، عرضى (arazy) ضمنى، عارضى، غیر اساسى، پیش آمدى
incidental
فرعى، ضمنى، تابع، غیر مهم، اتفاقى، لازم، رخ دهنده، محتمل الوقوز
accidentalism
پیش آمد گرایى، اتفاقى (بودن)، تصادف، اتفاق، (پزشکى) تشخیص علائم گمراه کننده مرض، اثرات تابش نور مصنوعى بر اشیاء، (منطق) تصادف گرایى، فلسفه عرضى (arazy)، فلسفه صدفى (sodfy)، فرضیه (امر بدون علت) و (خود به خود به وجود آمدن عالم) فلسفه ى عرضى
odd
به طور غریب
contingent
محتمل الوقوع، تصادفى، مشروط، موکول
adventitious
نابجا، عارضى، خارجى، الحاقى، اکتسابى، غیر موروثى