فرهنگ آریانپور
مقابله
#۱۸۹٬۰۸۷
check
مقابله، مقابله کردن، بررسى، بررسى کردن، جلوگیرى کردن از، ممانعت کردن، سرزنش کردن، رسیدگى کردن، تطبیق کردن، نشان گذاردن، چک بانک check ـ (48)
checking
مقابله، مقابله کردن، بررسى، بررسى کردن، جلوگیرى کردن از، ممانعت کردن، سرزنش کردن، رسیدگى کردن، تطبیق کردن، نشان گذاردن، چک بانک check ـ (48)
collation
مقابله، تطبیق، مقایسه، تطبیق دستخط ها
echo check
مقابله، به کمک طنین
transfer check
مقابله، انتقال confrontation
contrast
هم سنجى، مغایرت، برابر کردن، تباین، مقابله، تقابل، کنتراست، مقایسه کردن
opposition
ضدیت، مخالفت، مقاومت، تضاد، مقابله
counterview
عقیده مخالف، نظریه مخالف، مواجهه، مقابله
tangle
درهم و بر هم کردن، درهم پیچیدن، گرفتار کردن، گیر افتادن، درهم گیر انداختن، گوریده کردن