اهسته
#۱۸٬۹۰۸
slow
آهسته، کند، تدریجى، کودن، تنبل، یواش، آهسته کردن یاشدن
lento
(موسیقى) به طور ملایم، به طور آهسته (بنوازید) softspoken
light
به سبکى، آهسته، یواش، کم، به چابکى، تند، با خونسردى، از روى بى علاقگى
tardo
(موسیقى) آهسته (بنوازید)
adagio
(موسیقى، رقص) آهسته و ملایم، اجراى آهنگ به آهستگى، (در بالت) رقص دو نفرى که زن روى پنجه ى پا مى رقصد و به کمک مرد آهسته به هوا مى پرد صحبت
gentle
نجیب، با تربیت، ملایم، آرام، لطیف، مهربان، آهسته، ملایم کردن، رام کردن، آرام کردن
languid
سست، ضعیف، بى حال، آهسته، خمار
lightly
به سبکى، آهسته، یواش، کم، به چابکى، تند، با خونسردى، از روى بى علاقگى
indistinct
نا معلوم، تیره، غیر روشن، درهم، آهسته، ناشنوا
lentamente
(موسیقى) آهسته، ملایم (بنوازید)
slow footed
کندرو، آهسته
low
خوار، دون، پست، صغیر، افتاده، فروتن، بى ادب، به طور پست
gradual
بتدریج، رفته رفته
lagging
کندى، لنگى، واماندگى، عقب ماندگى، عقب ماندن، لنگیدن، تاخیر کردن، پس افت، تاخیر lag