فرهنگ آریانپور
مفعول
#۱۸۹٬۰۲۴
object
مقصود، شییء، چیز، شیى، موضوع، منظره، هدف، مفعول، کالا، اعتراض کردن، مخالفت کردن
passive
انفعالى، مفعول، تاثر پذیر، تابع، بیحال، دستخوش عامل خارجى، غیر فعال، مطیع و تسلیم، کنش پذیر، منفعل
accusative
(دستور زبان) حالت مفعولى، مفعول، اتهامى، رایى