فرهنگ آریان‌پور

مفعول

#۱۸۹٬۰۲۴

معنی‌های انگلیسی
۱

object

مقصود، شییء، چیز، شیى، موضوع، منظره، هدف، مفعول، کالا، اعتراض کردن، مخالفت کردن

۲

passive

انفعالى، مفعول، تاثر پذیر، تابع، بیحال، دستخوش عامل خارجى، غیر فعال، مطیع و تسلیم، کنش پذیر، منفعل

۳

accusative

(دستور زبان) حالت مفعولى، مفعول، اتهامى، رایى