واژههای فارسی←اب دهان جاری ساختنفرهنگ آریانپوراب دهان جاری ساختن#۱۸۹شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱drivelگلیز، آب دهان جارى ساختن، از دهن یا بینى جارى شدن، درى ورى سخن گفتنواژههای نزدیک در الفبااب بینیمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیاب بینی بالا کشیدنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیاب بینی بالاکشیمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیاب بینی را با صدا بالا کشیدنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیاب بینی را بالا کشیدنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیاب بینی کسی راه افتادنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر