فرهنگ آریان‌پور

مفروض

#۱۸۸٬۹۷۱

معنی‌های انگلیسی
۱

putative

مشهور، قلمداد شده، مفروض، مورد قبول عامه

۲

supposable

انگاشتنى، فرض کردنى، قابل فرض، تصور کردنى، مفروض، فرض کردن، گمان کردن، خیال کردن

۳

given

(past: gave ; past participle: given) ـ واگذار کردن، دادن (به)، بخشیدن، دهش، دادن، پرداخت کردن، اتفاق افتادن، فدا کردن، ارائه دادن، بمعرض نمایش گذاشتن، رساندن، تخصیص دادن، نسبت دادن به، بیان کردن، شرح دادن، افکندن، گریه کردن give