فرهنگ آریانپور
مغموم
#۱۸۸٬۸۳۲
doleful
مغموم، محزون
dreary
دلتنگ کننده، مایه افسردگى عامیانه
droopy
پژمرده
owlish
جغد مانند، جغدى
unhappy
بدبخت، ناکام، نامراد، شوربخت، بداقبال
aggrieved
آزردن، جور و جفا کردن، غمگین کردن
woebegone
افسرده، گرفتار غم، غرق در اندوه، درهم و بر هم
crestfallen
سرافکنده
heavyhearted
دلتنگ، افسرده، غمگین، دل افسرده lowspirited
brokenhearted
دلشکسته، نومید