فرهنگ آریانپور
اهرم
#۱۸٬۸۸۳
lever
اهرم، دیلم، اهرم کردن، با اهرم بلند کردن، تبدیل به اهرم کردن، (در ترازو و غیره) شاهین، میله، میله اهرم، دسته
crowbar
اهرم، دیلم
pry
با دقت نگاه کردن، کاوش کردن، فضولانه نگاه کردن، با دیلم یا اهرم بلند کردن، اهرم، دیلم، کنجکاوى، فضولى، فضول
crow
(past: crowed, crew ; past participle: crowed) ـ غراب، کلاغ، اهرم، دیلم، بانگ زدن، بانگ خروس
fulcrum
نقطه اتکاء، پایه، شاهین ترازو، اهرم، داراى نقطه اتکاء کردن، تکیه گاه ساختن پایه دار کردن
handspike
میله اهرم، اهرم، اهرم چوبى
bascule
قپان، اهرام یا لنگرپل متحرک