فرهنگ آریان‌پور

اهرم

#۱۸٬۸۸۳

معنی‌های انگلیسی
۱

lever

اهرم، دیلم، اهرم کردن، با اهرم بلند کردن، تبدیل به اهرم کردن، (در ترازو و غیره) شاهین، میله، میله اهرم، دسته

۲

crowbar

اهرم، دیلم

۳

pry

با دقت نگاه کردن، کاوش کردن، فضولانه نگاه کردن، با دیلم یا اهرم بلند کردن، اهرم، دیلم، کنجکاوى، فضولى، فضول

۴

crow

(past: crowed, crew ; past participle: crowed) ـ غراب، کلاغ، اهرم، دیلم، بانگ زدن، بانگ خروس

۵

fulcrum

نقطه اتکاء، پایه، شاهین ترازو، اهرم، داراى نقطه اتکاء کردن، تکیه گاه ساختن پایه دار کردن

۶

handspike

میله اهرم، اهرم، اهرم چوبى

۷

bascule

قپان، اهرام یا لنگرپل متحرک