مغزی
#۱۸۸٬۷۸۳
welt
حاشیه چرمى دور چیزى، مغزى، مغزى گذاشتن، شلاق زدن، لبه، نوار باریک، نوار، ورم، تاول خیاطی
braid
قیطان، گلابتون، مغزى، نوار، حاشیه، حرکت سریع، جنبش، جهش، ناگهان حرکت کردن، جهش ناگهانى کردن، بافتن (مثل تورى و غیره)، به هم تابیدن و بافتن، موى سر را با قیطان یا روبان بستن
nuclear
هسته اى، مغزى، اتمى
cerebral
مخى، دماغى، مغزى، فکرى cerebral دوزندگی
medullar
(medullary =) ـ مغزى، نخاعى، داراى مغز، شبیه نخاع، مغزینه اى
cacuminal
وابسته به نوک و انت هاى درخت، مغزى، دماغى
medullary
(medullar =) ـ مغزى، نخاعى، داراى مغز، شبیه نخاع، مغزینه اى
gusset
مرغک، خشتک، بغل دم، پشت بند، عقربک
piping
انواع امراض مختلفى که سابقا آنها را کوفت، سوء هاضمه و سرفه و امثال آن دانسته اند، اختلال مزاج، خال، لکه، (در مورد جوجه) سراز تخم درآوردن، (در مورد تخم) شکستن، شکستن و باز شدن، دانه یا تخم میوه هایى مثل سیب pip
lining
آستر، آستر دوزى، خط کشى، تودوزى
mental
فکرا، روحا، از نظر روانى