فرهنگ آریان‌پور

مغز درخت

#۱۸۸٬۷۴۸

معنی‌های انگلیسی
۱

heart

قلب، سینه، آغوش، مرکز، دل و جرات، رشادت، مغز درخت، عاطفه، لب کلام، جوهر، دل دادن، جرات دادن، تشجیع کردن، بدل گرفتن heart heartwood

۲

regular

منظم، مرتب، با قاعده، معین، مقرر، عادى، باقاعده

۳

ordinary

معمولى، عادى، متداول، پیش پا افتاده