واژههای فارسی←مغز خود را به کار انداختنفرهنگ آریانپورمغز خود را به کار انداختن#۱۸۸٬۷۴۱شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱cerebrateفعالیت مغزى را نشان دادن، فکر کردنواژههای نزدیک در الفبامغز استخوانمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیمغز استخوان - مانند -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیمغز استخوان - وابسته به-مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیمغز استخوان (2)مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیمغز افروختگیمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیمغز باداممشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر