فرهنگ آریان‌پور

مغرضانه

#۱۸۸٬۶۹۸

معنی‌های انگلیسی
۱

one sided

یکطرفه، مغرضانه، یک پهلو، یک طرفه، یک جانبه

۲

partial

جزیى، پاره اى، طرفدارانه، غیر منصفانه، جانبدار، طرفدار، مغرض، ناتمام، بخشى، قسمتى، متمایل به، علاقمند به

۳

invidious

حسودانه، منزجر کننده، نفرت انگیز، زشت onesided

۴

partially

جزیى، پاره اى، طرفدارانه، غیر منصفانه، جانبدار، طرفدار، مغرض، ناتمام، بخشى، قسمتى، متمایل به، علاقمند به partial

۵

interested

تنزیل، سود، بهره، علاقه، مصلحت، دلبستگى علاقمند کردن، ذینفع کردن، بر سر میل آوردن، جلب توجه کردن interest

۶

tendentious

(tendencious =) ـ داراى گرایش ویژه و عمدى، متمایل، متوجه، رسیدگى کننده

۷

tendentiously

(tendencious =) ـ داراى گرایش ویژه و عمدى، متمایل، متوجه، رسیدگى کننده