فرهنگ آریان‌پور

مغبون کردن

#۱۸۸٬۶۷۷

معنی‌های انگلیسی
۱

gull

(جانور شناسى) یاعو، مرغ نوروزى، نوعى رنگ خاکسترى کمرنگ، (سابقا) حریصانه خوردن، بلعیدن، حفر کردن، آدم ساده لوح و زود باور، گول، گول زدن، مغبون کردن، گود کردن

۲

cully

آدم گول خور، رفیق، جفت، گول زدن، مغبون کردن

۳

diddle

فریب دادن، مغبون کردن

۴

deceive

فریفتن، فریب دادن، گول زدن، اغفال کردن، مغبون کردن

۵

swindle

گوش برى کردن، گول زدن، مغبون کردن، فریب، کلاه بردارى

۶

thimblerig

شعبده بازى کردن، (به وسیله فنجان بازى) گول زدن، فریب دادن، مغبون کردن