فرهنگ آریان‌پور

اهتزاز

#۱۸٬۸۶۲

معنی‌های انگلیسی
۱

wafture

اهتزاز، تموج، باد بزن

۲

sway

این سو و آن سو جنبیدن، تاب خوردن، در نوسان بودن، تاب، نوسان، اهتزاز، سلطه حکومت کردن، متمایل شدن یا کردن و به عقیده اى

۳

swing

(past: swung ; past participle: swung) ـ آونگان شدن یا کردن، تاب خوردن، چرخیدن، تاب، نوسان، اهتزاز، آونگ، نوعى رقص و آهنگ آن

۴

wafta

نفخه، نسیم، شناورى، اهتزاز

۵

flutter

بال زنى دسته جمعى، لرزش، اهتزاز، بال و پر زنى، حرکت سراسیمه، بال بال زدن (بدون پریدن)، لرزیدن، در اهتزاز بودن، سراسیمه بودن، لرزاندن

۶

fluttery

پرپر زنى، اهتزاز

۷

pulsation

جهندش، ضربان، اهتزاز، تپش، نوسان، ارتعاشات

۸

vibration

ارتعاش، نوسان، (vibratility، vibrational) اهتزاز، لرزه، جنبش، تردید

۹

vibratility

(vibrational، vibration) اهتزاز، ارتعاش، لرزه، نوسان، جنبش، تردید قابلیت ارتعاش

۱۰

vibrational

(vibratility، vibration) اهتزاز، ارتعاش، لرزه، نوسان، جنبش، تردید

۱۱

wave

موج، خیزاب، فر موى سر، دست تکان دادن، موجى بودن، موج زدن، جنباندن

۱۲

waver

متزلزل شدن، فتور پیدا کردن، دو دل بودن، تردید پیدا کردن، تبصره قانون، نوسان کردن

۱۳

flourish

تزیینات نگارشى، جلوه، رشد کردن، نشو و نما کردن، پیشرفت کردن، زینت کارى کردن، شکفتن، برومند شدن، آباد شدن، گل کردن