فرهنگ آریانپور
معوقه
#۱۸۸٬۵۵۰
belated
دیرشده، دیرتر از موقع، از موقع گذشته
backlog
کنده بزرگى که پشت آتش بخارى گذارده مى شود، موجودى جنسى که بابت سفارشات در انبار موجود است، جمع شدن، انبار شدن، کار ناتمام یا انباشته، پس افت
delinquent
متخلف، مرتکب جنایت یا جنحه، غفلت کار
outstanding
بیشتر تحمل کردن، برجستگى داشتن، بیشتر ایستادن، عازم دریا شدن